مي خواستم تورا خورشيد بنامم:
از روشنايي منتشرت ديدم كه خورشيد
سكه صدقه اي است كه تو هر روز صبح
از جيب شرقيت در مي آوري دور سر عالم مي چرخاني
و در صندوق مغرب مي اندازي.
مي خواستم تورا ابر بنامم:
از شدت كرامتت ديدم كه ابر دستمالي است.
كه تو با آن عرق هاي آسمانيت را از جبين مي ستري.
و بر پيشاني زمين هاي تب دار مي گذاري .
مي خواستم توراآسمان بخوانم:
از وسعت آبي نگاهت ديدم كه آسمان سجاده كوچكي است.
كه تو براي عبادت مدامت زير پا مي افكني .
مي خواستم تورا اقيانوس صدا كنم:
از بي كرانگي ات ديدم كه اقيانوس جرعه آبي است.
كه تو به لبهاي عطشناك زمين بخشيده اي.
مي خواستم تورا نسيم لقب دهم:
از لطف ومهربانيت ديدم كه نسيم فقط بازدم توست.
كه در فضاي قدسي فرشتگان تنفس مي كني

می نویسم روی عکست می ذارم تو قــاب لحظه
چشمـــای تــو دستای تو به یه دنیایــی می ارزه
تو که نیستی کم می یارم با تو مـن گــل بهــارم
مهربــــونم مهربـــــونم تا ابــــد تو هستی یــــارم
تو چه باشی چه نباشی چشم من بارون می بـاره
اونقـدر دوستت دارم مـــن ، به خـــدا قد ستــــــاره!!
نفســــهــات بــوی بهشته!ای تو پاک وآسمونـــی
عطر گندمزارو داری به فرشتــــــه ها می مونــــی
تو چشای من نگاه کـن من که از تو سیر نمی شه
قول بده پیشم می مونی من که با تو پیر نمی شم
با تو اين تن شکسته داره کم کم جون ميگيره
آخرين ذرات موندن تو رگهام نميميره
با تو انگار تو بهشتم با تو پرسعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم عاشق شهامتم من
اگه رو حصير بشينم اگه هيچ نداشته باشم
با تو من مالک دنيام با تو در نهايتم من
با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم عاشق شهامتم من
با تو شاه ماهي دريا بي تو مرگ موج تو ساحل
با تو شکل يک حماسه بي تو يک کلام باطل
بي تو من هيچي نميخوام از اين عمري که دو روزه
در اتاقم واسه قلبم پيرهن عزا بدوزه
با تو انگار تو بهشتم با تو پر سعادتم من
ديگه از مرگ نميترسم عاشق شهامتم من

با زمین خیلی غریبم با هوای تو صمیمی
دیده بودمت هزار بار تو یه رویای قدیمی
به نگاه چشم گریون یه فرشته رو زمینی
چشامو به روت میبندم تا که اشکامو نبینی
با تو فریاد یه عمرو می کشم تا اوج باور
دلای آبی همیشه میمونن بی یار و یاور
از کجا باید شروع کرد قصه عشقو دوباره
تا همه بغضای عالم سر عاشقی نباره
غربت آرزوهامون دل طاقتو شکونده
نگو تو شهر حقیقت واسه ما جایی نمونده
نگو دیره واسه گفتن سهمم از دنیا همینه
که تو تنهایی شبهام کسی اشکامو نبینه