صدایم در برابر صدایت بی صداست، چشمانم در برابر چشمانت نابیناست،
خنده هایم در كنار خنده هایت خالیست، پس بدان بی تو هیچم، تنهایم
نگذار تا با تو هم آواز شوم ![]()
خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد و رمز جدول چنین بود: دوستم بدار ![]()
تو را دیدم و دانستم چه خوشبخت هستی،
آنزمان که بالهایی آهنین بر فراز بی کران زندگی به پرواز در می آیی،
با تو خواهم آمد تا از بلندای کوهساران گذر کنیم
و بر گلبرگهای سرخ شقایق فرود آییم،
با تو می آیم تا شهد شیرین شبنم صبحگاهی را
در جام نقره فام بودن بنوشیم
و مست از باده زندگی نقش عشق را بر صفحه دلهامان بزنیم.